X
تبلیغات
راه زندگی
راه زندگی
به زندگی اهمیت دهید.



بحث رو عوض میکنه و می پرسه  : یعنی هیچ جا . هیچی نداره ؟ که گذاشتی این کانال ؟

و میره برای خودش چای بریزه .

میگم : نه . بیا و تو هم ببین . برنامه خیلی جالبیه . تا حالا ندیده بودم  . امروز فهمیدم چه آدمای مهمی وجود دارن که ما اصلا ازشون خبر نداریم .   همه مردم آقا پرویز راننده کامیون و آقا طباطبایی که به جنگ پنهان ( گنج پنهان ) دست پیدا کرده  ؛ رو میشناسند و من نمی شناسم ؟ ببین از همه جای ایران زنگ میزنند بهش  ؟؟؟خیلی بده به خدا  که ما نمی شناسیم مینا جونو ..

چپ چپ نگاهم میکنه .

میگم : جون من بیا . میایی ما هم زنگ بزنیم ؟

-          بی خیال بابا . زنگ بزنیم چی بگیم ؟ دعای بخت بستگی بگیریم یا گنج طلا پیدا کنیم ؟

-          دَنجِ طلا ؟ نه اونو که خودمون داریم . این آرزو مال ایرونیای اونور آبه .

.....................

هفته پیش وقتی که بلاگفا رو باز کردم سیستم error  میداد . چندین بار سعی کردم جواب کامنت ها رو بدم . اما باز اینترنت قطع میشد .

در طی چند روز آنچنان بلایی سر سیستم آوردم که تنها قطعه سالمش پیچ هایی بود که از کیس باز کرده بودم . مجبور شدم بزارمش تو مغازه ای که تعمیرات انجام میدادند . .

پسر جوانی  که تعمیرات انجام میداد وقتی سیستم رو روشن کرد و چشمش به عکس دنی دلوئیز (  هنرپیشه فیلم دارودسته نیویورکی ها ) خورد که پشت صفحه مونیتور گذاشته بودم -  پرسید : این عکس دائی ایزله ؟؟؟

و من گفتم : دائی ایزل کیه ؟  خندید و گفت : مگه سریالش رو نمی بینین ؟

و من با تعجب ازش پرسیدم : یعنی شما این هنرپیشه رو واقعا نمی شناسین ؟؟؟؟. گفت : نه . مگه کیه ؟؟؟؟

 و من : چی بگم والا ؟؟؟؟؟؟؟؟

......................

 با کنجکاوی و به اجبار؛  وقت اضافه رو می شینم  پای .  ( البته از نوع غیر مجازش ) .

اگه برنامه های تصویری رو دسته بندی کنیم به چند دسته  موزیک . سریال . فیلم . اخبار و (؟)  تبدیل میشن .  البته این علامت (؟) یعنی اینکه اسمی براشون پیدا نکردم . (مشاوره بدین بد نیست ).

مثلا یکیش قدرت پنهان با مینا جون .

در این برنامه یه زن که تو محاوره و حرفهاش چندین سوتی وحشتناک و فاحش دیده میشد ؛ از قدرت پنهان صحبت میکنه .

من نمی فهمم زنی که حرف یومیه اش رو نمی تونه بزنه . معجزات چه می فهمه ؟ اونم در حد لالیگا ؟؟؟ ( سرشو بخوره ).

به همسرم میگم : خدا شانس بده . اینو ببین . ایشون استاد هستند که به کمک 7 استاد دیگه برا مردم دعا میکنه .

و از tv همچنان سخنان پر نغزش رو دنبال میکنم .

مینا جون میگفت : دوستای گلم الان 1500  (توجه کنین 150 تا هم نه . 1500) تا خط داریم که همش پره .و مردم پشت خطها منتظرن .

چشممامون گرد میشه . ( کاخ سفید ؟ ببخشین پاریس همیلتون ؟ اِ ببخشید . آخه کیو بگم خدا رو خوش بیاد ؟.......هم 150 تا خط ندارن چه برسه به 1500 تا) .

مینا جون : دوستای گلم که اومدین رو اِر ( اِررررر؟ ) الان 18 بچه سرطانی که توسط اساتیتم ( اساتیدم ) شفا گرفتند ؛ از فرانسه اومدن و جلوی من نشستند . ( و هرهر هم میخنده  و میگه : آخی  . اینا دارن برام دست تکون میدن . )

خانمی زنگ میزنه و  بهش میگه :  یکی از این بچه ها رو بیارین جلوی دوربین .

مینا جون : شماها که این حرفها رو میشنُفین ( می شنوید ) . نه نمی تونیم . باید از پدر مادراشون اجازه کتبی بگیریم . گلای من که دارین میاین ترکیه و بلید (بلیط) خریدین  . میدونین که همه بلیدا فروخته شده و ما داریم بازم براتون سمینار میزاریم ...

.....

جالبه که همه اونهایی که زنگ میزنن می خوان دعای  برکت بستگی بگیرن یا بخت گشایی .

همسرم رو به تلویزیون میگه : ای گور پدرت . .یه دفعه بگو برکت بستگی دیگه .  بخت بستگی چه صیغه ایه ؟

با نگاهی عاقل اندر صفیه بهش میگم : مال دخترایه که بختشون بسته شده .

با پوزخند میگه :  مطمئن باش اگه دختری پول داشته باشه هرگز بختش بسته نمیشه ...

و ازم می پرسه : راستی راستی می خوای این برنامه رو  ببینی ؟ حالا چی میگه ؟ فقط دعا میکنه ؟ پول هم می خواد ؟

میگم : . پول نمی خواد .. .فقط یک آیینه  تمام قد با 85 شمع گیاهی و یک متر پارچه ابریشم خالص و 3 ساعت وقت عزیز شما . تازه مینا جون میگه که بعد از پایان دعاها آیینه رو خرد میکنند و دیگه به درد نمی خوره . 

همسرم میگه :  واقعا  مردم زنگ میزنند تا مشکل مالی اشون حل بشه ؟؟ حالا آیینه 100 ساله از کجا بیارن ؟

میگم : والا چه میدونم . آیینه 100 ساله مردم رو قبول نداره . میگه تو راه می شکنه . پول بفرستین مامور خرید ( راننده ) خودش تهیه میکنه . یکی زنگ زد و گفت که آیینه می فرسته .

مینا جون میگه : آیینه ای که می خوای بفرستی کتابچه هم داره ؟؟؟/ انگار در مورد الماس سیاه حرف می زنه . 

همسرم :   کتابچه ؟؟؟؟؟ تو دنیا مگه چند تا آیینه 100 ساله قدی یک متر و هشتاد در یک متر وجود داره ؟؟؟ ؟

و یکباره داغ میکنه و میگه :  لامذهب . بی وجدان .  آیینه قدی ؟. بعد هم بزنین و بشکونین .؟

آی تو روح خودت و اون استادات . آخه تو طلسم سیاه میدونی چیه ؟؟؟ آخه اگه آدمها پول آیینه 100 ساله تمام قد داشته باشن . که دیگه برکت بسته نیستند ؟مگه دیوونه ان که بخوان  تو دعا کنی براشون ؟؟؟؟؟؟

  ..........

بعد میبینم این خانم تو همون کانالی حرف میزنه که صاحبش چند سال پیش  چندین شارلاطان رو آورده بود و کلی از مردم ایران بابت فروش املاک در دبی کلاه برداری کرده .

مینا جون میگه :  البته وقتی لوازم شما رو تهیه کردیم . اونوقت باید شما 3 ساعت وقتتون رو به ما بدین . فقط باید بین ساعت 2 نیمه شب تا 5 صبح باشه . و شما 3 ساعت در اتاقی تنها می شینین و هیچ کسی هم نباید پیشتون باشه .

همسرم میگه : هر دایناسوری ساعت 2.5 تا 5.5 شب بشینه و دعا کنه  - نسلش از انقراض درمیاد هیچ . یهو می بینه که مثل مور و ملخ همه جا تکثیر  شدند . . آدما که جای خود دارن .

مینا جون : اونوقت شما تو این 3 ساعت میبینین که یک لحظه همزادتون از جلوی شما مثل سایه رد میشه . ..

همسرم  : خوب آدم 3 ساعت  یه جا بشینه اونم  نصفه شب ؛ سایه که هیچ . خود عزراییل هم می بینه . خوب توهم میزنه به خدا .

 میگم  : برنامه اش روحانی – عبادیه .

میگه : ارواح باباش 7 استاد قدرتمند دارن واسه این  ببو گلابی کار میکنند ؟

نکنه ناوال کارلوس کاستاندا و ناوال دون خوان اونجا رو جارو میزنن و ما خبر نداریم ؟؟؟؟

و رو به من میگه :  اینو ول کن . راستی ؟ نگفتی ؟ شما عتیقه خانوادگی دارین ؟؟

با قیافه جدی میگم : آره . مگه نمیدونستی ؟////

با تعجب میگه : واقعا ؟ جدی میگی ؟ یعنی عتیقه خانوادگی که نسل به نسل ارث رسیده بهتون ؟/

میگم : وا ؟ مگه شما ندارین ؟/////

انگار که تو حافظه اش داره دنبال یه خاطره از عتیقه میگرده . سرش رو تکون میده و میگه : نه . یادم نمیاد چیزی دیده باشم .

بلند میشم تا چای بریزم . و صدای زنگ تلفن برنامه مینا جون مدام به صدا درمیاد و از دور و نزدیک ایران تقاضای کمک برای بسته شدن برکاتشون .

و من هنوز مبهوت اینکه : واقعا مردم اینقدر زنگ می زنند ؟؟؟؟

 که همسرم کانال رو عوض میکنه و صداش تو گوشم می پیچه که میگه : ای بابا . بیا این یکی رو ببین . ماشالله چه اعتماد به نفسی ؟ خانم با 120 کیلو اومده مسابقه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

( و در حالیکه با دست می کوبه رو پاش میگه ): جدی جدی مسابقه رقصه ؟؟؟؟؟؟؟

آروم به خودم میگم : ای بابا . منو بگو که همش تو فکرم چرا ما نمی تونیم یه کاسبی راه بندازیم . و از قدرت آشکارمون بگیم . اینکه مثلا میتونیم آب حوض بکشیم و گاهی هم پیرزن خفه کنیم . یا اینکه     چمیدونم . یعنی از این مینای ببو گلابی هم بی عرضه تریم ؟؟؟؟؟؟

 با صدای بلند دوباره می پرسه : از عتیقه خانوادگی اتون می گفتی  . شما چی دارین ؟ دست کیه ؟

قوری رو خم میکنم نزدیک استکان و رنگ چای رو بررسی میکنم و بلند میگم : دست مامانمه .

- با تعجب : جدا ؟/چیه ؟؟؟؟؟؟؟/

میخندم در حالیکه سینی چای رو میارم - میگم :

یک شی ناب و عتیقه نفیس با کنگره های دست ساز .

چای رو برمیداره و قند رو میزاره تو دهنش و دوباره می پرسه ؟ خیلی قدیمی ؟

-آره خیلی .

نسل به نسل و سینه به سینه ؟؟/

- اوهوم .

-خوب دق دادی بگو دیگه .

و من با لبخند میگم :

:

:

:

آفتابه مسی .

اونم دور کنگره دار . جان خودم سینه به سینه از مادران مادر بزرگ مادری مادرم - بهش رسیده .

| | رضا |

1.قانون خوش بینی
نحوه ی تفسیر و توجیه تجربیاتتان ، تفکرات و احساسات شما را شکل می دهد .
اگر عادت کنید در هر موقعیتی به دنبال یافتن نقاط مثبت باشید موفق خواهید شد که یک نگرش فکری مثبت را برای خود پایه ریزی کنید و سرانجام هیچ چیز نمی تواند سد راهتان شود.

 2.قانون پذیرش
اینکه چطور با خودتان حرف می زنید ، حداقل 95% از فکر و احساس شما را مشخص می کند . ذهن ناخودآگاه گفته های درونی شما را به عنوان دستور می پذیرد .
همواره با خودتان گفتگوهای مثبت ، سودمند و موثر داشته باشید ، حتی هنگامی که احساس خوبی ندارید .

3.قانون بخشندگی
هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد ، آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید .
شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

4.قانون شهامت
وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است . ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است .
رویارویی با ترس های خود را جزئی از عادت هایتان کنید و در هر شرایطی این کار را انجام دهید .

5.قانون کمال
موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست می آید که کاری که از نجام آن لذت می برید ، بی عیب و نقص انجام می دهید .
" تعیین کننده ی کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به کمال در زندگی اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می دانید ." ( وینس لمباردی - مربی فوتبال )

6.قانون پشتکار
یک زندگی خوب و درخشان مجموعه ای از هزاران تلاش و ایثاری است که هیچ کس از آن باخبر نیست .
" مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده اند حفاظت می کنند ، جاهایی که یک شبه به آن نرسیده اند . اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفته اند باز هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند ." ( هنری وادزورث لانگفلو )

7.قانون درک دیگران
وقتی از دید فرد دیگری به موقعیتی نگاه کنید ، اغلب اوقات به ایده و راه حل هایی دست پیدا می کنید که قبلا به آنها پی نبرده بودید .
مرتب از خودتان بپرسید که مردم به چه نیاز دارند و چه می خواهند و شما چطور می توانید نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنید .

8.قانون قابلیت
شانس هنگامی رخ می دهد که آمادگی و موقعیت در یک جا جمع شود .
در هر زمینه ای ، هر چقدر توانایی های بیشتری داشته باشید و آنها را بیشتر پرورش دهید شانس رسیدن به موقعیت های مطلوب نیز برای شما بیشتر می شود .

9.قانون آمادگی برای شکست
آمادگی شما برای شکست خوردن ، تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است.
شکست پیش نیاز موفقیت بزرگ است . اگر می خواهید سریع تر موفق شوید آمادگی شکست خود را دو برابر کنید.

10.قانون ارزش واقعی
ارزش هر چیز در چشم بیننده است . برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شده ای وجود ندارد . میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد .
کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین می کند .

11.قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمی کنند . آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند . شما نتیجه ی نگرش خودتان را می بینید .
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند .

12.قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید

13.قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید

14.قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

15. قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

16- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

17.قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

18. قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

19. قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .


20. قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

 

21. قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

22. قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

 

23.قانون تفکر مثبت
برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

 

24. قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

 

25. قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

 

. قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

 

27. قانون پاداش
عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید.

28. قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .

29. قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود .
در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .

30.قانون تعهد
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه ی مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می خواهند با یکدیگر رابطه ی موفقی داشته باشند .
نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بی قید و شرط متعهد باشید .

| | رضا |



ثانیه ها دنبال هم میکنند و دقایق به هم بد و بیراه میگویند...

سیاهی و سفیدی با هم دعوا میکنند و خون خون ریزی به پا میکنند...

شهوت و اعتیاد بر سر تخت پادشاهی با هم جنگ دارند...

همه دروغ را میپرستند و صداقت در زندان آب خنک میخورد...

تاریکی محبوب است و همه جا تاریک و سرد است...

خورشید را با آب سرد خاموش کردند و ملحفه سفید رویش کشیدند...

نوزادان تازه متولد شده را جلوی سگ هایشان می اندازند...

کمی آنطرف تر صدای جیغ های گوش خراش می آید...

آنجا یک کاباره مجلل است...

موزیک آن صدای شکنجه کردن مردم بی گناه است...

اینجا کدام جهنم دره ایست...

مردم به جای شراب اسید مینوشند...

ظلم و ستم پر غرور میرقصند و محبت و رحم را به زنجیر کشیده اند...

 و جلادان شمشیر به دست در انتظار حکم اعدام عشق هستند...

 اینجا کجاست؟؟

| | رضا |


داستان از اونجا شروع شد که من یه مدت بوداز یکی از اشناهامون

خوشم اومده بودبرای اولین بار تو زندگیم ازیکی اینقدر خوشم اومده بود

اون(ارش)خیییییلی خوشکل وخوش هیکل بود.منم بعداز مدتها بود

بود که میدیدمش

برای فوت یکی از اقوام اومده بود خیلی ازش خوشم اومد

مهرش افتاد تودلم.....فقط از این نگران بودم که ایا اونم منو دوست داره 

یآ نه؟؟؟؟؟؟؟بعداز مدت ها  فهمیدم که یه عالمه دوست دختر داره

اما اصلاناراحت نشدم باخودم گفتم عادیه مگه میشه همچین ادمی دوس دختر

نداشته باشه؟؟؟خلاصه بعداز مدتی فهمیدم که اونم یه جورایی منودوس

داره اما اصلابه رو خودش نمیاره.خلاصه ماه هاگذشت تا اینکه من مامانم اینا

رو راضی کردم تا با خانوادشون رفت وامد کنیم اوایلش مامانم اینا

سخت مخالف بودن اما بعدباهزارتا اصرارقبول کردن اما خداییش خوب بود

اونا دختر هم سن من داشتن که با اون سرگرم بودم.

واااااای اما وقتی اونو(ارش) میدیدم تن وبدنم میلرزیدوناگهان قلبم

شروع میکرد به زدن انگار قلبم مال اون بود الان که یادم میاد دلم میگیره

بغض گلومو گرفته دوس دارم کلی گریه کنم باصدای بلند.خوب بگذریم

بعداز مدتها متوجه ی نگاهای با منظورش میشدم اما به رو خودم نیاوردم

اماخوشحال بودم که اونم منو دوس داره بعداز یه مدت باهام یه ذره

صمیمی شدباهام حرف میزد از دوست دختراش تعریف میکرد حرف میزد.

یه وقتایی هم یواشکی برام چشمک میزد.من با یکی از خواهراش

همکلاس بودم بیشتروقتا سراغشو از اون میگرفتم.چون ما کم میرفتیم

خونشون.گاهی وقتا میومد جلو مدرسمون دنبال خواهرش منم

میدیدمش خیلی بهش وابسته شدم هرروز دوس داشتم ببینمش

یه هفته که نمیدیدمش انقدر گریه میکردم که نگو.تا اینکه بعداز

یه مدت رابطمون تلفنی شدالبته خودش ازم خواسته بود منم

 که تا اون موقعازاین کارا نکرده بودم وحشتناک استرس داشتم.

بعداز یه مدت تماس های تلفنی مون شروع شدما باهم درتماس بودیم

تا اینکه فهمیدم ارش هدفش چیه خیلی از این موضوع ناراحت بودم

نمیخواستم به گناه الوده بشم ازیه طرفم میترسیدم ارش مو از دست

بدم خودشم یه جورایی به من علاقه مندشده بود.منم مدتی بلاتکلیف

گذاشتمش ویه جورایی بهش گفتم که من مال این حرفا نیستم اونم

گفت اگر بخوای با من راه نیای رابطمون تموم میشه منم باهزار جور

ناراحتی بهش گفتم  بهتره بری ولی خیلی برام سخت بودمن بهش

وابسته شده بودم اما سعی کردم فراموشش کنم .تا اینکه مدتها

گذشت ومن خیلی کم از آرش خبر داشتم ویه وقتایی بهش نیاز

داشتم.تا اینکه بعداز یه سال وخورده ای رفتیم خونشون واااااای

وقتی اون موقع دیدمش احساس کردم که بازم دوستش دارم

اون تو این یه سال خیلی عوض شده بودمن میخواستم

برم تو اشپز خونه اب بخورم که یهو از پنجره ی اشپزخونه

دیدم داره سیگار میکشه خییییییلی ناراحت شدم خییییییلی

قلبم تیرکشید انقدر ناراحت شدم که تا یه مدت تیک عصبی گرفته

بودم.خلاصه یه روز خواهرش اومدبا مامانش در خونمون مامانم در رو

باز کرداز مامانم پرسیدم کی بود؟؟گفت سوسن ومامانش بودن کارت

عروسی اوردن با خوش حالی گفتم اخ جون عروسی کی؟؟

گفت عروسی ارش وقتی اینو گفت نفهمیدم چی شدتموم بدنم لرزید

واشک تو چشام جمع شد دوست نداشتم زندگیمو ادامه بدم

خیلی دلم میخواست پر داشتم وپرواز میکردم.خلاصه دیگه همش

گریه میکردم تاصبح اهنگ غمگین گوش میدادم مثل سگ پاچه

میگرفتم وهمش تو فکر اون بودم همش تو خیالم باهاش حرف

میزدم هرشب خوابشو میدیدم وصبح ها باچشم گریون از خواب بلند

میشدم خلاصه دیوونه شده بودم باخودم میگفتم چه جوری تا عروسیش

دوام بیارم؟تا اینکه دیدم یه روز بهم زنگ زدوقتی زنگ زد انگار

دنیا رو بهم داده بودن بهم گفت همیشه تو فکرمه ودوسم داره

هیچوقت فراموشم نمیکنه میگفت اصلا دختره رونمیخواد خانوادش

به زور وادارش کردن که بگیرش خلاصه منم اصلا به روخودم نیاوردم

که ناراحتماما خودش فهمیده بود وقتی بهم تلفن کردگذشته برام

مرور میشددوس داشتم برگردم به عقب خیلی ناراحت بودم الانم

داره اشکم اروم اروم میریزه خیلی روزای سختی بود خیلی

ماخاطرات قشنگی باهم داشتیم باورم نمیشدباید خاطره هامو

خاک کنم.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خلاصه تا اینکه روز عروسی فرا رسیدوقتی رفتیم عروسیش

انگار روز مرگم فرا رسیده بود انگار دنیا تمام شده بود وقتی بالباس

دامادی دیدمش دلم بدجوری اتیش گرفت وخیلی ناراحت شدم

وهنوزداغ عشقش مونده به دلم وقتی یادم میاد میشینم

کلی گریه میکنم من از اون موقع به بعد با هیچ پسری دوست نشدم

و همیشه تو خودمم وافسرده و بد اخلاق شدم هنوزم دوسش

دارم وامید دارم که بهش میرسم.

حالا اگه میشه منو راهنمایی کنید یا به من دلداری بدین

| | رضا |


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
شيطان همان طور كه از عده اى در امان است و به آنها اميد دارد، از عده اى هم مى ترسد به طورى كه هر وقت آنان را مى بيند فرار مى كند. از جمله : عالمانى هستند كه به علم خود عمل مى كنند و مردم را هدايت و دين و عقايد آنان را محكم مى نمايند. مردم را بيدار كرده و به سوى رستگارى مى كشانند.
آورده اند كه : روزى يكى از علماى اهل رياضت به سوى مسجد رفت . ديد شيطان ملعون در مسجد ايستاده است گاهى پاى خود را داخل مسجد مى گذارد و چند قدمى با ترس پيش مى رود، و گاهى با شتاب بيرون مى آيد.
گفت : اى ملعون ! چه مى كنى ؟ در اين جا چه مى خواهى ؟ چرا رنگت پريده و لرزانى ؟ براى چه گاهى چند قدم پيش مى روى و خود را داخل مسجد مى كنى باز با عجله بيرون مى آيى و ترس تو از چيست ؟ شيطان گفت : جاهلى در اين مسجد مشغول نماز است ، يك نفر عالم هم در گوشه مسجد خوابيده . مى خواهم اين جاهل را وسوسه كنم و نمازش را باطل نمايم ، ولى مى ترسم آن عالم بيدار شود، هيبت آن عالم مانع است كه من داخل مسجد شوم .
البته شيطان حق دارد كه از عالم در حال خواب بترسد؛ زيرا خواب عالم از عبادت و نماز خواندن جاهل بهتر و ارزش آن بيشتر است .
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم در اين باره مى فرمايد:
يا على نوم العالم افضل من عبادة العابد الجاهل
((يا على خواب عالم از عبادت عابد جاهل بهتر و فضيلت آن بيشتر است )).

| | رضا |

About
.............................................

زندگی راهی است به سوی خوشبختی البنه اینه سختی های خودراداردکه مانع رسیدن مابه خوشبختی میشود وان سختی هاهم باتلاش وروش های رسیدن استعانت وخوشبختی حل میشود که ما دراین وبلاگ سعی کردیم که بخشی ازراه حل های این راپرپیچ وخم رابرای شمااشکارسازیم
a.reza862@yahoo.com
Menu
.............................................
LinkDump
.............................................
WebLink
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................
 تماس با ما


جاوا اسكریپت

آمارگیر حرفه ای سایت

دریافت کد حرکت متن
دانلود آهنگ